۱۲:۱۰:۱۱ - دوشنبه ۴ تیر ۱۳۹۷
داغ کن - کلوب دات کام Balatarin اشتراک گذاری در فیس بوک تویت کردن این مطلب
یادداشتی از: سید حمید طباطبایی
داستان ما و ترامپ و اقتضائات آن
این روزها داستان ما ایرانی ها و رییس جمهور آمریکا داستان کم سابقه ای نیست. بگذارید داستان را از حدود ده سال قبل شروع کنیم. روابط سیاسی ایران با دنیا به سبب زیاده خواهی آنها و تهمت هایی که به ما زدند و چندین علت دیگر به هم خورد. این مسیر ادامه یافت تا آنجا که […]

این روزها داستان ما ایرانی ها و رییس جمهور آمریکا داستان کم سابقه ای نیست. بگذارید داستان را از حدود ده سال قبل شروع کنیم. روابط سیاسی ایران با دنیا به سبب زیاده خواهی آنها و تهمت هایی که به ما زدند و چندین علت دیگر به هم خورد. این مسیر ادامه یافت تا آنجا که آمریکا ، شورای امنیت سازمان ملل را مجاب کرد که قطعنامه های بسیار بد و تهدید کننده ای را علیه ما تصویب کند. ایران را مخلّ صلح جهانی دانستند و حتی تهدیدهای جنگ طلبانه ای علیه ما ابراز کردند. یادمان نرود روسیه و چین هم در همان شورا بودند و رأی مخالفی به این مسیر وحشتناک ندادند. اوضاع به هم ریخت.

انتخاباتی در ایران شکل گرفت و با ادبیات جدید و هدایت حاکمیت توانست به بخش وسیعی از آن تحریم ها پایان بخشد. اما هنوز داستان ادامه داشت. اسراییلی ها که سخت شکست خورده بودند، با تلاش وسیع مانع حل کامل مشکل شده بودند، اما پیدا بود که راه به جایی نمی برند.

هم زمان در خاورمیانه داعش به عنوان دشمن بشریت، توسط ایران از بین رفته بود ولی این مسئله در کنار اینکه مشکل بین المللی ایران حل شده بود، به قدرت منطقه ای ایران افزوده بود.

همین نکته، دشمنان منطقه ای ما را که از اتفاقات یمن و سوریه و فلسطین عصبانی بودند، به هم نزدیک کرد. در عربستان، دولتمردان جدیدی سر کار آمدند که حاضر بودند برای اهداف خود بسیار بیش از گذشته هزینه کنند.

تا اینجا مشکل جدیدی نبود. اما پیروزی یک شخصیت غیر قابل قبول در آمریکا معادلات را به ریخت. مشکل ما با دنیا که نه با عقب نشینی بلکه با منطق بین المللی حل شده بود، توسط این رییس جمهور جدید آمریکا بازیابی – یا بهتر بگوییم «بازاریابی» – شد.

امروز رییس جمهور آمریکا با نگاه به پول عربستان و لابی قدرتمند یهود، هیچ منطق انسانی در رفتار خود ندارد. آمریکا فشار را بر ما زیاد کرده است. فشار ها قطعاً در کوتاه مدت از مسیر جنگ روانی و در بلند مدت در اثر واقعیت جهانی ، تأثیراتی بر اقتصاد ما خواهد گذاشت اما ـ و نکته اینجاست ـ که این فشارها در هر دستگاه منطقی و با هر معیار عدالت سنج، ظالمانه و بی مبناست.

امروز آمریکا به خاطر پول نفت عربستان و قدرت لابی اسراییل ، فقط زور می گوید.

نکته ی مهم داستان ما و ترامپ همین جاست.

«زورگویی» وقتی به خاطر پول و قدرت باشد و از «عدالت» به دور افتد، هیچ جا تمام نمی شود. این «شکمِ حرام خوار» به هیچ چیزی سیر نمی شود.

و همین جاست که قصه معنای خاص خود را می یابد. امروز اگر در مقابل «زورگویی» آمریکا یا هر کشور دیگر نیایستیم، باید به «عقب نشینی های بی پایان» تن دهیم. پول داران امروز جهان عرب بعید نیست فردا روسیه و چین را هم بخرند.

اما در هر صورت نباید فراموش کنیم که دشمنان ما تا وقتی تصور کنند که ما ضعیف و «افتادنی » هستیم، هیچ امتیازی به ما نمی دهند و هر «مذاکره ای» تنها به بالا رفتن اشتهای آنها می انجامد. پس راهی جز ایستادن مقابل «زورگویی» نمانده است.

حال، سؤال اساسی مطرح می شود که این ایستادن چه اقتضائات و لوازمی دارد؟ چه باید کرد؟ و چه نباید کرد؟

اولین لازمه ی یک مقاومت همه جانبه، «یک پارچگی ملی »است.

لازمه ی این امر هم آن است که در مرحله ی اول مردم را نسبت به آنچه گفتیم «مجاب» کنیم. دقت کنید ، سخن من تنها آن نیست که «سخن» بگوییم ، بلکه باید به گونه ای سخن بگوییم که مردم ،  «زورگو بودن» ، «کاسبکاری» و «بی منطق بودن» ترامپ را بپذیرند.  و این نمی شود مگر آنکه «شخصیت های مورد اعتماد گروه های مختلف مردم» همین نکته را به زبان و تحلیل های مختلف بازگو کنند. ادبیات رایج و رسانه های رسمی ، نه می توانند با همه ی اقشار مردم ارتباط بر قرار کنند و نه می توانند همه ایشان را مجاب کنند. نقش شخصیت های سیاسی که می توانند این تحلیل را «تَکرار» کنند، از واجبات این عرصه است. در این مسیر می توان از محدودیت هاى سابق – حتى اگر کسانی آنها را در زمان خود مناسب مى دانستند – کاست و فضاى بازتری را ایجاد کرد.

و در مرحله دوم باید از «تزریق یأس به مردم»، جلوگیری کنیم. لازمه ی این کار آن است که رسانه های رسمی و نیمه رسمی ، نه تنها از درج اخبار غلط و دروغ به قصد تخریب دولت خودداری کنند بلکه اخبار مثبت را پوشش بیشتری دهند.

و در مرحله سوم باید از «بسط کینه» نسبت به بزرگان سیاسی کشور جلوگیری کنیم. دشنام گویی و «بد گفتن» به «محترمین سیاسی» فقط در همین حد نمی ماند، بلکه با توسعه یافتن در میان هواداران ایشان ، به «شکاف سیاسی» در کشور خواهد انجامید. از شبکه های اجتماعی که شناسنامه ی لازم را ندارند که بگذریم، رسانه های منسوب به «جریانات شناسنامه دار» در این زمینه وظیفه ای سنگین بر عهده دارند.

porsna

داغ کن - کلوب دات کام Balatarin اشتراک گذاری در فیس بوک تویت کردن این مطلب
فرهنگی
طراحی سایت
طراحی سایتسئوسرویس و تعمیر کولر گازی